تبلیغات
بصیرت 124 - نذر عجیب پدربزرگ پیامبر اکرم!!
نوشته شده توسط : وبلاگ نویس بی ادعا .
نذر عجیب پدربزرگ پیامبر اکرم!!


http://www.4print.ir/wp-content/uploads/khatam-kochak-4print.ir_.jpg

در آیه ۲۷۰ سوره بقره می خوانیم:

«وَمَا أَنفَقْتُم مِّن نَّفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُم مِّن نَّذْرٍ فَإِنَّ اللّهَ یَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنصَارٍ.»

«هر چه را انفاق یا نذر کرده اید، خدا به آن آگاه است و ستمکاران راهیچ یاری و مددکاری نیست.»


* خداوند در آیه فوق می فرماید که هرچه انفاق و نذر نمایید چه كم باشد یا زیاد، خوب باشد یا بد، از طریق حلال تهیه شده باشد یا حرام، با اخلاص همراه باشد یا توأم با ریا، همراه با منت و آزار باشد یا بدون آن، خلاصه هرگونه باشد، خدا از تمام جزئیات آن آگاه است و جزاى آن را از خوب و بد به تناسب آن خواهد داد.

اما منظور از ستمکاران در انتهای آیه چیست؟ ظاهراً اشاره به آن دسته افرادی دارد که ثروت ها روی هم انباشته می کنند و در عین حال بخیلند، ریاکارند، مردم آزارند و به دیگران و آنها که نیازمندند کمک نمی کنند.

* یکی از نکاتی که از این آیه استفاده می شود این است که نذر از نظر دین، امری لازم الاجراست و باید به آن عمل كرد. و گفته اند که نذر حتی قبل از اسلام نیز وجود داشته است و اسلام نیز بر آن مهر تأیید زده است. البته نذر شرایطی دارد از جمله اینکه نذر بر نافرمانی خدا و بر چیزی از آنِ دیگری است و ما مالک آن نیستیم صحیح نیست.

 از جمله نذرهایی مربوط به قبل از اسلام که بین شیعه و سنی نقل شده این است که عبدالمطلب یک فرزند داشت و نذر کرد که اگر خدا ده فرزند به او داد یکی را قربانی نماید. خداوند متعال عنایت نمود و ده فرزند به او عطا کرد. قرار شد بین آنها قرعه بیندازد. قرعه به نام عبدالله پدر رسول الله (ص) افتاد. قریش نگذاشتند عبدالله جوان قربانی شود.

نزد دانایی رفتند و او گفت چون خونبهای یک نفر میان شما ده شتر است پس بین این جوان و ده شتر قرعه بیندازید. اگر باز بنام جوان افتاد ده عدد به شتران بیفزایید. خلاصه تا ده بار ان قرعه کشی ادامه یافت تا بار دهم قرعه بنام یکصد شتر افتاد و دست آخر یکصد شتر نحر نمودند و گوشتش را به مردم مکه دادند.





:: مرتبط با: داستانهای جالب , رسول الله و اهل بیت (علیهم السلام) ,
:: برچسب‌ها: نذر عجیب پدربزرگ پیامبر اکرم , بصیرت 124 , نذر , سوره ,
تاریخ انتشار : چهارشنبه 14 خرداد 1393 | نظرات ()
سوره قرآن

سالهاست که جنگ پایان یافته ولی هنوز عطش شهادت بر لبهای خشک و ترک خورده ی بشر تازیانه می زند. آن زمان که دروازه های بهشت باز بود هر کس با حرفه ای خود را به آن باب می رساند و ما نسل سومی ها هم که دستمان در گیر صفر و یک است بابی را گشودیم تا جرعه ای را تا شهادت بنوشیم. افتخار ما اینست که سرباز ولایت فقیه هستیم هرچند دستمان خالیست اما دل های مان پر است از عشق به ولایت.

شهدا مدیون شماییم به خدا. شما مگر جوان نبودید ،
مگر آرزو نداشتید، مگر خود را دوست نداشتید
پس چرا رفتید جبهه؟
با چه چیزی میتوان شما را قیاس کرد
خدا به ما توفیق دهد تا جواب این چرا را دریابیم .

انتشار مطالب با ذکر منبع مانعی ندارد و موجب رضایت ماست